الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

303

الغدير ( فارسي )

آن « محراكم » مىباشد يعنى جايگاهى كه دربارهء آن سزاوار است گفته شود كه « هو اولى بكم » يعنى آن لايقتر است بشما مانند اينكه گوئى : « هو مئنة الكرم » يعنى او مكان گفتار گوينده است كه : « انه الكريم » يعنى براستى او كريم است يا معناى : « اولى بكم » بمعنى : « مكانكم عمّا قريب » مىباشد كه از ولى به معناى قرب است - يا بمعنى « ناصركم » است يعنى يار شما به طبق قول شاعر كه گفته : تحيّة بينهم ضرب وجيع « يعنى سلام و تحيّت ميان ايشان عبارت است از ضربت دردناك ، يا معناى » مولاكم « : متوليكم باشد ، يعنى : ( آتش ) عهده دار شما است چنان كه موجبات آن را در دنيا عهده دار بوده‌ايد . مقصود بيضاوى از اين شرح بيان معنى حقيقى لغوى آن كه در آغاز بدان تصريح نموده نيست ، بلكه مقصودش بيان حاصل معنى است و مقدم داشتن اين معنى كه : « هي اولى بكم » ، و استشهاد او به بيت لبيد كه جز اين معنى ( اولى ) در آن احتمال داده نشده است ، مشعر بر اينست كه معنى اصلى و حقيقى كلمهء ( مولى ) همان ( اولى ) است و سخن اخير او كه گفته : جايگاهي كه دربارهء آن سزاوار است گفته شود الخ و نكته سنجى او در تقريب بقيّهء معانى به نحوى از عبارات كه هر يك از آنها مناسب با يكى از آن معانى است باستثناى معنى « اولى » از لحاظ تقريب معنى از وجهه لغوى نيست بلكه معنى لغوى را با مقدّم داشتن آن و استشهاد به بيت لبيد تثبيت نموده و در اينجا مراد تقريب معنى از وجههء قصد و اراده است ( بعبارت ديگر مرادش اينست كه از آن معنى لغوى در آيه ، مراد و مقصود آن معانى است كه بيان داشته است ) و آنچه در تفسير نسفى مذكور است قريب به اين است . و خازن گويد : « هي مولاكم : اى وليّكم » يعنى ( در آيه مورد استشهاد ) مولى به معناى وليّ است ، و گفته شده كه به معناى اولى است ، يعنى آتش اولى ( سزاوارتر ) بشما است براى گناهانى كه مرتكب شده‌ايد ، و معنى چنين مىشود : آتش است كه متولى امر شما مىشود زيرا آتش امر شما را در اختيار گرفته و شما خود را ( بسبب كفر و نفاق ) تسليم آن نموده‌ايد ، پس آتش از هر چيزى اولى ( سزاوار )